خلاصه داستان

آخرین ساخته استیون سودربرگ داستان دو برادر بدشانس (چنینگ تیوم و آدام درایور) است که در طول مسابقات نسکار طرح دقیق یک سرقت بزرگ را پی میریزند.

تصاویر

7عکس ها

جزئیات

آخرین باری که استیون سودربرگ در سینما حضور داشته مربوط به ۴ سال پیش و فیلم « عوارض جانبی » بوده است. پس از این تاریخ سودربرگ اعلام کرد که برای همیشه خود را بازنشسته کرده و دیگر به سینما باز نخواهد گشت. اما پس از گذشت چند سال، دل او برای سینما بیش از آنکه فکرش را می کرد، تنگ شد و دوباره به صنعت بازگشت تا فیلم جدیدش به نام « لوگان خوش شانس » را کارگردانی نماید. جالب آنکه بازگشت سودربرگ به سینما با گام آهسته همراه نبوده و او فقط در یک سال آینده ۳ فیلم را در مرحله نمایش خواهد داشت که از این حیث یکی از پرکارترین کارگردان های سال لقب خواهد گرفت!

جیمی لوگان ( چنینگ تاتم ) کارگر کارخانه ای در ایالت ویرجینیا است که به دلیل نگرانی کارفرما از وضعیت پاهایش، از کار بی کار شده و روزگار سختی را می گذراند. در این وضعیت، جیمی به سراغ برادر خود به نام کلاید ( آدام درایور ) می رود که او هم یک دست خود را در جنگ عراق از دست داده و این دو تصمیم می گیرند یک گروه سرقت تشکیل دهند تا از ماشین های مسابقه ای ناسکار دزدی کنند و پولی به جیب بزنند اما…

جدیدترین اثر سودربرگ که صحبت درباره نویسنده آن به یکی از سرگرمی های رسانه های سینمایی مبدل شده، شباهت زیادی به فیلمنامه های برادران کوئن اما برخلاف آثار کوئن ها، فاقد عناصر کمدی تلخ می باشد ( نویسنده این فیلم بانویی به نام ربکا بلانت است که هیچ اطلاعاتی از وی ثبت نشده و هیچکس هم تابحال او را رویت نکرده است! رسانه ها در این خصوص گمانه زنی هایی را آغاز کرده اند منبی بر آنکه نویسنده در واقع خود سودربرگ بوده که با نام مستعار اقدام به نوشتن فیلمنامه کرده است! )

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Logan_Lucky/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpg

در « لوگان خوش شانس » شخصیت های داستان در منطقه ای ساکن هستند که معمولاً فقر و خشونت در آن بیداد می کند و افرادی هم که با شرافت در حال انجام کارشان هستند به یکباره زیر پایشان خالی می شود تا در نهایت به سوی بزهکاری کشیده شوند. این واقعیت تلخ اجتماعی که در مورد ایالت ویریجینا در آمریکا صدق می کند، در جدیدترین فیلم سودربرگ به تصویر کشیده شده و با معرفی شخصیت های نه چندان باهوش اما درمانده شده به جهت جبر جغرافیایی، داستان یک سرقت را روایت می کند و موقعیت های طنزی را در قالب این سرقت هیجان انگیز بوجود می آورد که تماشایی و سرگرم کننده است.

با اینحال فیلمنامه « لوگان خوش شانس » در مقایسه با ساخته های پیش این کارگردان یک قدم رو به جلو محسوب نمی شود و به نظر می رسد اصلی ترین دلیل برای ساخته شدن آن، علاقه شخصی خود سودربرگ برای روایت داستان این آدمها بوده است. داستانی که با توجه به رویکرد کوئنی سودبرگ در این فیلم، می توانست در لایه های زیرین فیلمنامه پیامهای گزنده اجتماعی را به مخاطب انتقال دهد و اثری هوشمندانه تر باشد. اما این مهم روی نداده و شخصیت های داستان با عقل اندک خود تنها قصد خنده گرفتن از مخاطبشان را داشته اند.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Logan_Lucky/thumbs/phoca_thumb_l_13.jpg

از این جهت « لوگان خوش شانس » فیلم ساده و مفرحی از آب درآمده که کارگردانی خوب و ضرباهنگ مناسب آن باعث می شود تا تماشاگر به راحتی از آن لذت ببرد. فیلم سرشار از موقعیت های کمیکی است که با فیلمبرداری فوق العاده و قاب بندی های هوشمندانه و تدوین حساب شده به اجرا درآمده اند و لذت تماشای یک اثر سینمایی استاندارد را در اختیار تماشاگر گذاشته اند. کیفیت موقعیت های کمیک و در مجموع شوخی های فیلم با اینکه هرگز فراتر از یک کمدی معمولی نمی روند ( که شاید برای اثری که سودربرگ کارگردانی آن را برعهده دارد یک نکته منفی هم محسوب شود ) اما روی هم رفته سرگرم کننده است و توانایی همراه کردن مخاطب با خودش را دارد.

در فیلم انبوه ستاره های هالیوودی هم حضور دارند که نقش های متفاوت و کوتاهی را ایفا نموده اند. در نقش های اصلی فیلم چنینگ تاتم و آدام درایور بازیهای خوبی از خود به نمایش گذاشته اند و حضور دنیل کریگ در نقش یک زندانی خلافکار ، چهره متفاوتی از کریگ همیشه جیمز باند را برای تماشاگر ترسیم می نماید که موفق هم  از آب درآمده. بازیگران مطرح دیگری از جمله هیلاری سوانک و ست مک فارلن هم در فیلم حضور دارند که حضورشان اگرچه پررنگ نیست اما جذابیت اثر را دو چندان می نماید.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Logan_Lucky/thumbs/phoca_thumb_l_6.jpg

« لوگان خوش شانس » چنانچه کمدی باهوش تری بود می توانست در رده آثار مهم سال قرار بگیرد اما جدیدترین اثر سودربرگ متاسفانه ساده تر و بی آلایش تر از آن است که بتواند بیش از عنصر سرگرم کنندگی برای مخاطب، دستاورد ارزشمندتری به همراه داشته باشد. ایالت ویرجینا و زندگی مردم آن حوالی که هرگز روزگار خوبی را پشت سر نگذاشته اند، می توانست موقعیت های کمیک به مراتب تلخ  و گزنده تری را در فیلم بوجود بیاورد و مخصوصاً با حضور سودربرگ در پشت دوربین، این انتظار معقول تر از هر زمان دیگر به نظر درست می رسید، اما نتیجه کار اثر کمدی سرگرم کننده ای شده که ویژگی های ستایش برانگیزی از جمله فیلمبرداری و تدوین مناسب دارد و اجرای شوخی هایش هم با دقت انجام شده، اما شباهت هایی به آثار کوئن یافته که در مقایسه با آثار آنها، اثر سطحی تری محسوب می شود.

یک نظر بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − سیزده =