خلاصه داستان

فیلم 2017 وضعیت برد با بازی بن استیلر داستان برد است که زندگی خوبی دارد و در کارش موفق است ولی با چیزی که در روزهای کالج در سر داشته فرق دارد. بر حسب اتفاق با چند تا از دوستان کالجش رو به رو میشود و حالا باید ببیند که شکست خورده یا موفق ترین بین آنهاست....

تصاویر

9عکس ها

جزئیات

پشیمانی و تأسف از نتایج طبیعی زندگی روزمره انسان هستند و ما هرچه بیشتر زندگی کنیم و مسن تر شویم، بیشتر آن را احساس می کنیم. تنها راه برای داشتن یک زندگی شاد و ثمربخش این است که اجازه ندهیم این پشیمانی‌ها ما را از حرکت رو به جلو باز دارند، مسئله ای که در حال تبدیل شدن به یک مشکل بزرگ برای شخصیت اصلی این فیلم، «برد سولان» (Brad Solan) («بن استیلر» (Ben Stiller)) می باشد. در سن چهل سالگی، او به زندگی و شرایط فعلی خود نگاه می کند و تأسف می خورد؛ چراکه این زندگی اصلاً شبیه به آن زندگی عالی که او از سن بیست سالگی در دل خود انتظارش را داشته نیست. بر اساس میزان موفقیت های مالی، او از چهار دوست صمیمی دوران دانشگاه خود عقب مانده است و در همین حین با بحران های دوران میانسالی نیز دست و پنجه نرم می کند.

هیچ چیز مناسب تر از این نیست که شخصی را راضی کنید تا در مورد مشکلات و مسائل زندگی اش فکر کند تا این که فرزندش را برای ملاقات های دانشگاهش همراهی کند. فرزند هفده ساله «برد» به نام «تروی» (Troy) («آستین آبرامس» (Austin Abrams)) به عنوان یک نابغه موسیقی در نظر گرفته شده است و قبول شدن در دانشگاه هاروارد حق قانونی اوست (حداقل طبق چیزی که مشاور راهنمای او می گوید). بنابراین پدر و پسر، مادر («جنا فیشر» (Jenna Fischer)) را در ساکرامنتو تنها گذاشته و در یک سفر دو نفره، با هواپیما به ماساچوست می روند. در آنجا «برد» مرتکب چندین اشتباه خجالت آور می شود. یکی این که در طول یک گفت و گو با یک دختر دانشجوی آرمانگرا، توصیه های بدبینانه او در مورد آینده شغلی احتمالی آن دختر، باعث می شود که آن دختر بخاطر سطحی بودن دید او نسبت به دنیا بر سر او داد بزند و مورد دیگر نیز ملاقات او با دوست قدیمی دوران دانشگاهش «کریگ فیشر» («مایکل شین» (Michael Sheen )) (که حالا یک فرد ثروتمند و یک شخصیت مشهور بود) بود که آن طور که انتظارش را داشت پیش نرفت.

«وضعیت برد» (Brad’s Status) یک چالش جالب و تماشایی برای «بن استیلر» را به تصویر می کشد. او که عمدتا به خاطر فیلم های کمدی و طنزش شناخته می شود، به ندرت در فیلمی تا این حد دراماتیک ایفای نقش می کند. مقداری از کارهای «وودی آلن» (Woody Allen) نیز در این جا دیده می شود (البته بدون عامل «غیرعادی و یا وحشتناک بودن»). «استیلر» به خاطر افزودن ویژگی های یک مرد معمولی به نقش، قابل باور و متقاعدکننده است. زمانی که او با زیاده روی در ابزار محبت پدرانه، فرزندش (و خودش) را خجالت زده می کند، ما نیز این احساس را درک می کنیم و خجالت زده می شویم. یک صحنه به طور خاصی جلب توجه می کند: «برد» در حالی که فرزندش در حال مصاحبه است، در اتاق انتظار ویژگی های «تروی» را برای یک زن تعریف می کند؛ زنی که عدم تمایلش به شنیدن این صحبت ها واضح است و احتمالا دخترش نیز به اندازه «تروی» با استعداد است و ویژگی هایی دارد. این صحنه برای خنداندن ساخته نشده است بلکه بسیار هوشمندانه گروهی مشخص از پدر و مادرها را نشان می دهد (پدر و مادرهایی که ما دوست نداریم مثل آن ها باشیم و یا حتی به آن ها نزدیک شویم).

فیلمنامه که توسط کارگردان «مایک وایت» (Mike White) نوشته شده است (کسی که شاید بتوان بهترین فعالیت شغلی اش تا کنون را نوشتن «مدرسه راک» (School of Rock) و بدترین فعالیت شغلی اش تا کنون را جزو نویسندگان انیمیشن «شکلک ها» (The Emoji Movie) بودن دانست) نشان از دانش نویسنده در مورد روان یک مرد میانسال دارد. در زندگی هر فردی لحظه ای وجود دارد که فرد در آن لحظه متوجه می شود که عمر او از نیمه گذشته و مدت زیادی به پایان عمر او باقی نمانده است و هم‌زمان با پایان دوران خوش جوانی، خوش بینی و امید نیز از بین رفته است. «برد» به این لحظه حساس رسیده است و حالا باید تصمیم مهمی بگیرد. او دچار شک و تردید شده است. «برد» به خاطر مشکلات و ناراحتی هایش بدرفتاری نمی کند و یا کاری که نامناسب و زننده باشد انجام نمی دهد (بدترین کاری که او انجام می دهد این است که به صورت مخفیانه از هتل خارج می شود تا با یک دختر ۲۱ ساله چیزی بنوشد و نه بیشتر از آن)؛ اما زمانی که صحبت های او با خودش را می شنویم، متوجه می شویم که او از پوچی و خستگی به ستوه آمده است. حتی زمانی که شکاف های «موفقیت» دوستان دوران دانشگاهش آشکار می شود نیز او هنوز مطمئن نیست که آیا راه درست را انتخاب کرده است یا خیر.

«وایت» از بازیگران نام آشنا، معروف و تأثیرگذاری از جمله «مایکل شین» و «لوک ویلسون» (Luke Wilson) در فیلم «وضعیت برد» استفاده کرده است؛ اما این فیلم از ابتدا تا انتها متعلق به «استیلر» است. عملکرد و بازی او فیلم را در جریان نگاه می دارد، زیرا در نهایت این فیلم در مورد یک سفر هوایی، مصاحبه های دانشگاه، ملاقات های شبانه در بار یا خوردن شام با یک دوست قدیمی نیست؛ بلکه در مورد «برد» و رویارویی او با کسی که بود، کسی که هست و کسی که خواهد شد می باشد. به نمایش در آوردن چنین مسئله ای کار آسانی نیست، چراکه مسائلی که تا این حد به فهم و درک اشخاص مربوط هستند، اساساً سینمایی نیستند. اما «وایت» راهی را پیدا کرده است تا این کار را انجام دهد. گرچه در بعضی قسمت ها ناهماهنگی وجود دارد، اما در انتها فیلم راضی کننده و لذت بخش است. این فیلم ممکن است برای مخاطبان خانه هنر عرضه شود اما چیزی دارد که به (و درباره) همه ما بگوید.

یک نظر بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 6 =